تو این چند وقت تحولات خیلی خوبی در حرفه پرستاری صورت گرفته
که جا داره از همه کسایی که زحمت کشیدن تشکر کنیم و خسته نباشیدبگیم
.مخصوصاّ به همکارای خوبمون در پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری و آقای عامری
![]()
۱۷ شهریور
روز وبلاگ پرستاری مبارک باد.
مادر
ميم ..الف..دال..ر
ميم مثل محبت....الف مثل اميد....دال مثل دلدادگي....ر مثل رافت.
ميم مثل مهر...الف مثل آسمان...........دال مثل دريا...ر مثل روحاني
مادر...مهر آسماني
مادر...درياي روحاني
ميم ..الف..دال..ر
ميم مثل مادر....الف مثل آرامش....دال مثل دلنشين....ر مثل روح
مادر ، آرامش دلنشين روح.
ميم..الف..دال..ر...............مادر
بين همه حروف فارسي ،حروف‹ م ا د ر› براي من يه چيز ديگه اند.
تداعي گر قداست،محبت،عظمت،...
بر انگيزنده حسي كه فقط تو قلب فوران ميكنه.نه به قلم مياد نه به زبون.
معناي محبت...
آواي اميد...
درياي دلدادگي...
روح رافت... تقدیم به تمام مادران مهربان دنیا

مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .
روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي
چاه رسيد و بيرون اومد .
مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود
خداوندا :
در این سالی که می آید
نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای ُ لیکن
در آغاز طلوع روشن سالی که می آید
کمک کن تا رها سازم ز خود من
کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
هزار و سیصد و اندوه
خداوندا :
برای مردمان خوب این وادی
عطا فرما هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزارو سیصد و هشتاد بهروزی
هزار و سیصد و هشتاد و شش لبخند زیبا را...


آرزو هایت را یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه
خدا آرزو هاتو براورده میکنه
ولی تو فراموش میکنی چیزایی که امروز داری یه روزی آرزوهات بودن

وخداوند یک نفر را آفرید ، به نام تو
و تو آمدی به دنیایی که همچون تو نداشت و هرگز هم نخواهد داشت
و خدا خواست که برای من کسی مثل تو نشد
و تو مثل هیچ کس باشی
و خدا خواست که با یاد تو همیشه تنهاترین باشم
و هر شب و هر روز و هر وقت که فکرش را بکنی با خاطره هایت خلوت کنم
و بیا بخواب در رویاهای من و در آرزوهایم بیدار شو
که من خیابان ساکتی هستم و پیوسته خواب قدم های تو را می بینم
و بیش از این پنجره را چشم انتظار نگذار چرا که این پنجره مال من است
و من در این پنجره می خواهم تو را بیابم
به جان تو ای جان من
خدا خواست .......
و خدا خواست که من دوستت بدارم و چقدر زیباست که خدا بخواهد....
فرزند؟؟؟ من را نه پدری و نه مادری ، بنویس اولین یتیم عالم خلقت
محل تولد؟؟؟ بهشت پاک محل سکونت؟؟؟ زمین خاک
آن چیست بر گرده نهاده ای؟؟؟ امانت خدا است
قدت؟؟؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟؟؟ هوای خوب و پاک، قابیل خشمناک، هابیل زیر خاک
روز تولدت؟؟؟ در روز جمعه ای، به گمانم که روز عشق
رنگت؟؟؟ رنگی به رنگ بارش باران، که ببارد از آسمان
جنست؟؟؟ نیمی مرا ز خاک، نیم دگر خدا
شغلت؟؟؟ در کاشت امیدم به روی خاک
شاکی تو؟؟؟ خدا نام وکیل؟؟؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟؟؟ یک سیب از درخت وسوسه تنها همین؟؟؟ همین....
حکمت؟؟؟ تبعید در زمین ترسیده ای؟؟؟ کمی
ز چه؟؟؟ که شوم اسیر خاک آیا کسی به ملاقاتت آمده؟؟؟ بلی
که؟؟؟ گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟؟؟ دیگر گلایه نه ولی...
ولی که چی؟؟؟ حکمی چنین ان هم به یک گناه!!؟
دلتنگ گشته ای...؟؟؟ زیاد برای که؟؟؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟؟؟ بلی چه؟؟؟ دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟؟؟ بلی چه کسی؟؟؟ تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟؟؟ میخوانمش، چنان که اجابت کند دعا
شمه ای از عشق
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان به غارت برده ام
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
تا همه ی خوبی رفت و خوبی ماند در یادم
اما ای کاش بارانی بر درد و رنج تو بودم
ای کاش باران چشم تو را به جلای قلب خویش می گماردم.
و تو ای بیمار من
لحظه هایم را فدای با تو بودن خواهم کرد
شاید کمی از داغ تورا کاسته باشم...
در پيوند(لينك) زير كه ارجاعي به وب سايت emro مي باشد، لينك هايي به سايتهاي مهم ايراني در زمينه بهداشت و پزشكي داده شده است، مخصوصا آن تعداد از لينكها كه به سايت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي ارجاع داده، مطالب فارسي بسيار جالبي به صورت دارد اگرخواستيد در زمينه اطلاع رساني پزشكي در اينترنت جستجو كنيد، حتما به اين بخش مراجعه كنيد:
http://www.emro.who.int/iran/collaborativecentres.htm
Eastern Mediterranean Health organizationكه در واقع يكي از بخشهاي منطقه اي سازمان جهاني بهداشت مي باشد. در آدرس اينترنتي اين سازمان كه در زير آمده، ميتوانيد به مطالب بسيار جالب انگليسي و اگر كمي حوصله به خرج دهيد با استفاده از پيوند ايران به مطالب زيباي فارسي نيز دست يابيد:
عید سعید غدیر خم
بر عاشقان ولایت و به خصوص پرستاران زحمت کش میهن عزیزمان
مبارک باد.

من پروردگار هستم و امروز به همه مشكلات تو رسيدگي ميكنم . به ياد داشته باش كه من هيچ نيازي به تو ندارم. چنانچه زندگي تو را در موقعيتي قرار دادم كه در توان تو نبود، پس هيچ كوششي براي حل آن نكن. فقط آن را به من واگزار كن و در صندوق! نامه اي به خداوند بيانداز!!
گره همه آن مشكلات باز خواهد شد، البته ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب>>>
تصور کنید بانکی دارید که درآن هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون آخر وقت حساب خود به خود خالی می شود.
در این صورت شما چه خواهید کرد ؟
البته که سعی میکنید تا آخرین ریال را خرج کنید!
هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان .
هرروز صبح در بانک زمان شما 86 هزار و 400 ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخرشب این اعتبار به پایان میرسد .
هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده میداند .
ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا آورده میداند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه میداند .
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد میداند.
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده ، و
ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگ بار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید .
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند .
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.
انعکاس زندگی
پسرو پدری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد و به زمین افتاد و داد کشید :آآآ ی ی ی !!
صدایی از دور دست آمد: آآآ ی ی ی!!
پسر با کنجکاوی فریاد زد : کی هستی ؟
پاسخ شنید : کی هستی ؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد : ترسو !
باز پاسخ شنید : ترسو !
پسرک با تعجب از پدرش پرسید :چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم توجه کن و با صدای بلند فریاد زد : تو یک قهرمان هستی !
صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی !
پسرک باز بیشتر تعجب کرد!
پدرش توضیح داد: مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی در حقیقت این انعکاس زندگی است . هرچیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عینا به تو جواب می دهد اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما به دست خواهی آورد .هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد .
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .
مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .


و خدایا....خدایا...تو را سپاس که پرستاری هستیم که ..........
سرشار از خدمت به خلق است![]()
.آنجا که میتوانی یاریگر دردمندی باشی ،آنجاکه میتوانی با یک لبخند،
آرامش به درد دردمندی بدهی ، آنجا که چشمان منتظر و مضطرب جمعی آمدنت را فریاد میکنند
آنجا که نیازمند علم و عمل تو هستند ...
آنجا که میتوانی از دردها و رنج ها بکاهی و لبخند را بر لبان بیماری که آن لحظه امیدش به تو است بنشانی ...
آری آنجا همان جاست که با خدا عهد بسته ای تا به غایت القصوی برسی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آری پس به یاد بسپاریم اندکی صبر را که صبر در ما معنی خواهد شد
دوستان عزیز و همکاران گرامی:
با دنبال کردن اهداف صنفی و قانونی خود در جهت ارتقای پرستاری گام برداریم . و این روزهای پر تلاطم پرستاری را به روزهای خوش و سرنوشت ساز تبدیل کنیم.
قدومتان سبزباد![]()
![]()
انسانها سخنان شما را فراموش مي کنند.
انسانها عمل شما را فراموش مي کنند.
اما آنها هيچگاه فراموش نمي کنند که شما چه احساسي را
برايشان به وجود آورده ايد.

به ياد داشته باشيد: زندگي شمارش نفس هاي ما نيست، بلکه
شمارش لحظاتي است که اين نفس ها را مي سازند.
خادمان بيمنت و فرشتگان سپيدپوش جامعه هستند كه لباس خدايي بر تن دارند، آنان حمايت و پشتيباني جامعه را ميجويند و خواهان ارج نهادن جامعه به جايگاه واقعي خويشند، همچنان كه مقام معظم رهبري مي فرمايند:
"طرف حساب پرستار فقط خداست."
پس همکاران گرامی بیایید فقط برای خدا خدمت کنیم و سعی کنیم افکار عمومی جامعه را متوجه این نیت کنیم .
مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد نقش هر نغمه که زد راه بجائی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرح بخش هوائی دارد
پير دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور خوش عطا بخش و خطا پوش خدائی دارد
محترم دار دلم ، کاين مگس قند پرست تا هوا خواه تو شد فرّ همائی دارد
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهی که به همسايه گدائی دارد
اشک خونين بنمودم به طبيبان، گفتند درد عشق است و جگر سوز دوائی دارد
ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزائی دارد
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست شادی روی کسی خور که صفائی دارد
خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند وز زبان تو تمنای دعائی دارد
This is probably the most straightforward way of illustrating the basic use of demonstratives, one which can most easily be done in the classroom. Point at a chair near you and say “This chair.” Then point to a chair across the room and say “That chair”. You can repeat this with other items in the classroom, incorporating THESE and THOSE. This can be extended to illustrate the demonstrative pronouns by askin:
“What’s this/that?” “What are these/those?”
Warning! This way of teaching is one which has been HIGHLY criticised on two counts:
-
It uses what is called display questions. Display questions are questions which you (the teacher) already know the answer to.
-
It’s not particularly reflective of real life language.
One counter argument to the two points above is that display questions of this nature in an elementary classroom are in fact useful as a way of reviewing vocabulary and that in the classroom setting itself are authentic tools of checking knowledge.
A simple refinement to make the exercise (slightly) more natural would be to change the question “What’s this?” to “What’s this in English?” a question which the students are arguably likely to ask in real life situations.
2. Minimal pair sentences
You can always set up minimal pair sentences to ask students to explain (in their own language, if necessary) what the difference is. For example:
Can you take this bag?
Can you take that bag?
Ask students what the difference is grammatically between the two sentences. Then ask them to speculate what the difference in meaning is (e.g. in b) the speaker is probably indicating a bag further away from him/her, while in a) the speaker might have the bag in his/her hand). Finally, ask them to create more of a context for the sentence, for example by suggesting who is speaking, what are they speaking about, where are they etc. Here are other minimal pairs using demonstratives.
This is really difficult.
That is really difficult.
I don’t think this is a good idea.
I don’t think that is a good idea.
This is Charles, my new boyfriend.
That’s Charles, my new boyfriend.
3. What are they talking about?
A similar activity to minimal pairs above would ask students to simply work on the context of parts of dialogue they imagine they’ve “overheard”. In other words, get them to do the last part of the previous exercise first and then come to the grammar later. Here are some examples of “overheard” conversations with an element of mystery about them suitable for an intermediate level:
A: Did you hear that?
B: Yes, I did. Doesn’t sound too good.
A: Excuse me, but what are those?
B: Sorry, sir. I had to bring them.
A: Look at this!
B: Yes, very nice dear.
A: Here you are.
B: But I didn’t want these ones.
4. Reported speech transformations
If you’ve taught reported speech, you’ll know that there are several changes that occur between direct and reported speech (e.g. tense backshift, the day before for yesterday etc) Determiners will also change. Compare:
“I know this man,” said David.
David said he knew that man.
The reason behind the change is because that is considered more distant, in this case distant in time. It’s worth pointing this out to students as a further example of deixis.
5. Finding referents
As with pronouns (such as he, she, it) you can also help students make sense of longer texts by asking them to find examples of determiners that refer to something earlier in the text. Ask students to find examples of this/these/that/those and underline them. For each one they find they must:
-
underline the thing/things it is referring to
-
suggest why the writer is using that particular determiner
Go through the examples as a class.
Useful language
Looking at some of the examples of that and this in the grammar explanation above I was struck at how useful they could be as set phrases. You could teach the students the following “chunks” to help them in speaking activities.
-
To highlight something you are going to say:
This is the most important bit …
This is what I mean to say…
-
To add emphasis to a reason.
I do it because I enjoy it. That’s why.
-
To explain something more clearly
This grammar is quite straightforward. That is, it’s not very difficult.
-
To agree with someone, or say you understand
That’s right.
-
To say that you’re happy with something:
That’s okay/fine.
از مطالب پیوند شده به وبلاگ دیدن و استفاده فرمایید.
هر چی که خاطره داریم مال من
این روزهای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منمو حسرت با تو ما شدن
توی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمان خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن
می تونستم با تو باشم
مثل سایه مثل رویا
اما بی تابم بی تو
مثل تو تنهای تنها .........





